شماره ۱۱۷۴

توهم زایی مریم گلی

دکتر مهدی نوری .F.R.C.P
  • چهارشنبه 6 دی 1396 ساعت 17:41
  • پزشکی امروز
  • 0
توهم زایی مریم گلی

در اردیـبهشت‌ماه سال گذشته مقاله‌ای باعنوان «اثر گیاه مریم‌گلی در مهار ترشح عرق» نوشتم  و در ابتدای آن اشاره‌کردم که به پیشنهاد شادروان «دکتر فرخ سیف‌بهزاد»، باید مقاله‌ای در‌مورد گیاه مریم‌گلی تقدیم خوانندگان می‌کردم.

مریم‌گلی یا مریم‌چمنی مورد بحث درآن مقاله با‌نام علمی Salvia officinalis-L و نام انگلیسی Common Sage شناخته‌می‌شد. نام علمی آن از کلمه لاتین سالوار (Salvare) به‌معنای شفادهنده گرفته‌شده و از گذشته‌ دور برای درمان و حفظ‌سلامت بدن، از‌آن استفاده شده‌است‌. مریم‌گلی یا مریمی‌، گیاهی است علفی و چندساله که به خانواده‌ نعناعیان تعلق دارد‌.  ساقه مریم‌گلی چهارگوش و پوشیده از کُرک است و بلندی آن به حدود ۶۰ سانتیمتر می‌رسد‌. برگ‌های این گیاه متقابل‌، بلند و نیزه‌ای‌شکل و کرک‌دار با رنگ مایل به‌سبز می‌باشند. برگ‌های پایین ساقه، دراز و بیضی‌شکل با دم‌برگ بلند هستند و برگ‌های قسمت فوقانی ساقه، بدون دم‌برگ یا با دم‌برگ کوتاهی مشاهده‌می‌شوند‌ و سطح فوقانی و تحتانی برگ‌ها نیز پوشیده از کرک‌های ظریف می‌باشد‌. گل‌های گیاه به‌صورت مجتمع در قسمت بالایی ساقه‌ها روی چرخه‌های مخصوصی به‌رنگ آبی‌روشن‌، صورتی یا سفید‌متمایل به‌بنفش دیده‌می‌شوند. برگ خشک‌شده مریم‌گلی معطر و طعم آن تند و کمی تلخ است.

مریم‌گلی بومی منطقه مدیترانه است و به‌عنوان گیاه‌زینتی نیز پرورش‌داده می‌شود‌. برگ‌های تازه و یا خشک‌شده‌ مریم‌گلی را برای درمان استفاده می‌کنند. اخیراً دانشجویی پرسید درست‌است که در برگ‌های مریم‌گلی ماده‌ای توهم‌زا وجود دارد که قوی‌ترین وهم‌آور به‌شمار‌می‌آید و شمن‌ها از‌آن استفاده‌کرده‌اند؟

برای پاسخ به چنین پرسش‌هایی، در‌این‌مقاله درمورد مریم‌گلی بانام علمیSalvia divinorum بحث‌می‌شود. مریم‌گلی گونه‌های بسیار دارد‌، مانند مریم‌گلی(معمولی)(Salvia officinalis)، مریم‌گلی‌فلسطینی(‌Salvia palaestina)، مریم‌گلی‌یخچالی(‌Salvia frigida)، مریم‌گلی‌جنگلی (Salvia divinorum) و ده‌ها گونه دیگر.

گونهS.divinorum نیز از راسته نعناسانان (Lamiales) و خانواده نعناعیان(Lamiaceae) می‌باشد.  این گیاه در نزد سرخ‌پوستان آمریکای‌جنوبی نمادی از مریم باکره بوده و با‌توجه به اثرات توهم‌زایی و روانگردانی آن، به‌عنوان گیاهی مقدس، در مراسمی نیز ازآن استفاده شده‌است. تحقیقات نشان‌می‌دهد نامگذاری گیاهان دیگر روانگردان نیز، در نزد سرخ‌پوستان آمریکای‌جنوبی مانند کاکتوس سن‌پدرو، با اعتقادات مذهبی آنها ارتباط داشته است.

کاکتوس سن‌پدرو‌ (San Pedro cactus) همان کاکتوس‌Echinopsis pachanoi است که در کوه‌های‌آند (طولانی‌ترین رشته‌کوه جهان) می‌روید و رشد سریعی دارد. نام سن‌پدرو، پس‌از ورود اروپائیان به آمریکا و مسیحی‌شدن آنها روی این کاکتوس گذاشته شده‌است‌. سنت‌پیتر‌(Saint Peter) مقدس که در مسیحی‌کردن اقوام پرویی و آمریکای‌جنوبی نقش اساسی داشت، گفته بود که او دارنده کلید آسمان است و چون مردم دامنه کوه‌های‌آند (Andes Mountains) پس‌از استفاده از‌این کاکتوس خود را در آسمان می‌دیده‌اند، نام این کاکتوس را سنت‌پیتر، اما به لهجه خود آنها سن‌پدرو (به‌جای سنت‌پیتر‌) نامیده‌اند‌. بیشترین ماده فعال کاکتوس سن‌پدرو، آلکالوئیدی به‌نام مسکالین است که ایجاد توهم می‌کند. بنابراین استفاده از‌این کاکتوس توهمات بینایی و شنیداری ایجاد‌می‌کرده که در مراسم فرقه‌ای و شمنی اهمیت داشته است.

تحقیقات دانشمندان در‌مورد استفاده از گیاهان روانگردان نشان‌می‌دهد که به‌کارگیری این مواد برای شفابخشی و کاهش درد و ایجاد آرامش، سابقه بسیار طولانی دارد. شمن‌ها (Shaman) و ساحران پرو در آمریکای‌جنوبی، از ۲۲۰۰ سال قبل‌از میلاد‌مسیح از مواد توهم‌آور طبیعی مانند نوعی کاکتوس در مراسم‌مذهبی استفاده‌می‌کردند.

نقاشی‌های درون‌غار در پرو که مربوط به ۱۳۰۰ سال پیش‌از میلاد‌‌مسیح است، نشان‌می‌دهد که مردم پرو از‌این ماده توهم‌زا استفاده‌می‌کرده‌اند. البته سابقه شمنیزم‌(Shamanism) یا شیوه‌های شمنی را  باید هزاران سال قدیمتر دانست. دراین‌جا بی‌مناسبت نخواهد بود که برای نشان‌دادن استفاده همه‌جانبه از گیاهان توهم‌زا در نزد شمن‌ها و ساحرها یا شفاگران، به یکی‌از مواردی‌که در کتاب کارلوس‌کاستاندا آمده‌است اشاره‌شود.

کارلوس‌کاستاندا(Carlos Castaneda) که درسال۱۹۲۵‌میلادی در پرو به‌دنیا‌آمد، کتاب‌های شمن‌باوری پر‌طرفداری نوشته که مورد‌توجه  بسیاری‌از علاقه‌مندان به فلسفه و مردم‌شناسی نیز قرار‌گرفته است.

او در یکی‌از کتاب‌های خود، با‌توجه به تجربیاتی که از فردی به‌نام ‌دون‌خوآن‌ماتئوس(Don juan matus) به‌دست‌آورده، به‌شرح گیاهانی مانند کاکتوس پرداخته‌است‌. دون‌خوآن یک سرخ‌پوست مسن جنوبی بود که در زمینه تصوف از نوع سرخ‌پوستی به مقام استادی یا حکیمی و شفاگری دست‌یافت.

کاستاندا در کتاب سوم خود، برای توضیح مطالب کتاب‌های گذشته خود می‌نویسد: دون‌خوآن گیاهانی مانند پیوت(Peyote) و قارچ توهم‌زایPsilocybe Mexicana و تاتوره(Datura inoxia) را به‌خوبی می‌شناخت و آنها را مورد‌استفاده قرار‌می‌داد.

دون‌خوآن که خود را حکیم و شفادهنده می‌دانسته گمان‌می‌کرده که پس‌از مصرف این سه ماده، معرفت و دانایی و حکمت به او عطا‌ می‌شود‌. دون‌خوآن، پیوت (مسکالیتو) را معلم و راهنما و محافظ معرفی‌می‌کرد و معتقد بود که پیوت مانند یک معلم، راه درست زندگی را به انسان می‌آموزد‌. دون‌خوآن می‌گوید با مسکالیتو (کاکتوس پیوت) نباید شوخی‌کرد زیرا دراین‌صورت او عصبانی و خشمگین‌می‌شود و از آموزگاری مهربان، به دشمنی ترسناک مبدل می‌گردد.

هر‌چند شمنیزم به جوامع ابتدایی و قبایل بدوی تعلق داشته است‌، اما متأسفانه در عصر‌حاضر نیز در مناطقی از جهان می‌توان به‌نوعی فعالیت شمنی  برخورد‌کرد. سودجویی و جهل و نادانی سبب‌می‌شود که در دنیای امروز نیز استفاده از مواد روانگردان و توهم‌آور استفاده شود‌. توسعه و پیشرفت همه‌جانبه و فوق‌العاده فن‌آوری و علم از یک‌سو و افزایش  استرس و فشارهای روانی و نگرانی و اضطراب و افسردگی و یأس و نا‌امیدی از‌سوی‌دیگر و البته سودجویی قاچاقچیان مواد‌مخدر، سبب‌می‌شود تا بسیاری‌از افراد‌بشر که شخصیتی رشد‌نیافته دارند و از نوعی اختلال‌شخصیت و بی‌کفایتی رنج‌می‌برند، به‌جای چاره واقعی و درمان درست از روی نا‌امیدی به مواد توهم‌زا پناه‌برند تا معنای حقیقت و واقعیت را در عالم‌خیال دریابند. شمن‌ها مدعی بودند که می‌توانند با روح خود به جهان‌های دیگری سفر‌کرده و با دیگر ارواح تماس بگیرند و با این‌کار میان جهان‌مادی و جهان‌روحانی توازن برقرارسازند‌. اشخاص نابالغ امروزی نیز با تصور‌اینکه فشار‌زندگی را نمی‌توان تحمل‌کرد و یارای رویارویی با استرس‌ها وجود ندارد، به روانگردان‌ها متوسل‌می‌شوند.

مواد وهم‌آور مانند ال.اس.دی (Lysergic acid diethylamide) و مسکالین(Mescaline)، بر ادراک و آگاهی انسان اثر می‌گذارند و ادراک‌بینایی و شنوایی فرد را تغییرمی‌دهند. این مواد، علاوه‌بر ایجاد توهمات می‌توانند سبب شخصیت‌زدایی‌، واقعیت‌زدایی و درهم‌آمیختگی حس‌های بینایی و شنوایی فرد (رنگ‌وصدا) شوند‌. در‌پی مصرف این مواد ممکن‌است اختلالات شدید ذهنی مانند گم‌گشتگی ذهنی و عاطفی و نیز ترس شدید و افسردگی بروز‌کند.

با این خلاصه، مریم‌گلی(Salvia divinorum) که متعلق به خانواده نعناع می‌باشد، گیاهی حاوی مواد روانگردان است که توهم ایجاد‌می‌کند. این گیاه به‌طورطبیعی در جنگل‌های مکزیک می‌روید و صدها سال مورد‌استفاده شمن‌های مکزیکی قرارگرفته‌است درواقع کاهن‌های محلی مازاتک(Mazatec) برای شفا‌بخشی و درمان از‌آن استفاده‌کرده‌اند. سالوینورینA  موجود در گیاه، ماده‌ای توهم‌زا میباشد‌. درگذشته برای استفاده‌از خواص روانگردانی گیاه برگ‌های سالویا را می‌جویدند، اما امروزه هم به‌صورت تدخین و هم با جویدن برگ‌ها از‌آن استفاده‌می‌کنند. سالویا سبب یادآوری خاطرات گذشته و ادغام واقعیت‌ها و اوهام‌می‌گردد. با مصرف برگ‌ها در ادراک زمان و مکان تغییر ایجاد‌می‌شود‌. توهم‌های دیگر مانند سفر به ‌مکان ‌دیگر (سفر به بهشت) و سفر به زمان دیگر (با‌تصور واقعیت)‌، تجربه‌زندگی شخص یا اشخاص دیگر و مشاهده تصاویر زنده از‌جمله اوهامی است که در‌پی مصرف گیاه ایجاد‌می‌شود‌. بر‌خلاف وهم‌آورهای دیگر که توهم دیداری یا شنیداری ایجاد‌می‌کنند،توهمات حاصل‌از مصرف سالوینورین  هم بصری است هم‌شنیداری و هم‌ لمسی.

به‌طور‌کلی ماده وهم‌آور مریم‌گلی سبب ایجاد ادراک‌های عجیب‌و‌غریب از واقعیت‌، توهمات بینایی  شگفت‌آور از اشیا و اشکال و افراد‌، توهمات شنیداری و لمسی مختلف و احساس شناور‌شدن، مسافرت‌درفضا، چرخیدن و تاب‌خوردن، جداشدن از محیط اطراف خود و جدایی از دیگران می‌گردد‌. بی‌قراری‌، تغییرات عاطفی سریع و شدید‌، خنده‌های ممتد و بی‌معنی‌، احساس غم‌و‌اندوه و ترس موهوم نیز در‌افرادی‌‌‌که از سالیوا استفاده‌کرده‌اند، دیده شده‌است.


ارسال نظر

4 + 8 =

replica audemars piguet replica patek philippe replica breitling watches